سيد علي اكبر قرشي
619
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
« و ظنّوا انّ زفير جهنّم و شهيقها فى اصول آذانهم » خ 193 304 . شهوة : دوست داشتن و ميل كردن « شهاه شهوة : احبهّ و رغب فيه » شهوة اسم نيز آمده است يعنى مطالبهء نفس چيزى را كه موافق ميل باشد ، جمع آن شهوات است يعنى خواستنى ها . موارد زيادى از آن در « نهج » ديده مىشود ، از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نقل كرده كه مى فرمود : « انّ الجنة حفّت بالمكاره و انّ النار حفّت بالشهوات » خ 176 251 و در « قلب » خواهد آمد كه فرموده : « ان للقلوب شهوة . . . » . در يك كلام عجيبى فرموده : « من كرمت عليه نفسه هانت عليه شهواته » حكمت 449 ، هر كس وجودش بر او محترم باشد شهواتش بر او آسان مىشود . شوب : آميختن . « شاب الشى ء شوبا : خلطه » اين ماده ده بار در « نهج » آمده است در وصف دنيا فرموده : « لا يدرى ما هو آت منها فينتظر سرورها مشوب بالحزن » خ 103 148 ، دانسته نيست چه پيش خواهد آمد تا انتظار كشيده شود ، شاديش آميخته با اندوه است . در وصف اهل شام فرموده : « جمعّوا من كلّ اوب و تلّقطوا من كلّ شوب » خ 238 357 كه در « اوب » گذشت ، منظور از « شوب » در اينجا آميختگى نسب است چنان كه محمّد عبده گويد . شور : شور در اصل به معنى بيرون آوردن است « شار العسل شورا : استخرجه من الوقبة » يعنى عسل را از شكاف سنگ بيرون كرد . مشورة و مشاوره و تشاور : استخراج رأى با مراجعه برخى به بعضى است . اشاره را از آن اشاره گفتهاند كه در آن يك نوع ايضاح و تبيين هست . موارد زيادى از اين ماده در « نهج » آمده است . در حكمت 161 فرموده : « من استّبد برأيه هلك و من شاور الرجال شاركها فى عقولها » هر كه در رأى خود استبداد داشته باشد هلاك مىشود و هر كه با مردان مشورت كند در عقول آنها شريك مىشود . عبد اللّه بن عباس به آنحضرت توصيه كرد كه بصره را به طلحه و كوفه را به زبير و شام را به معاويه بدهد تا اوضاع آرام شود ، حضرت فرمود : « لا افسد دينى به دنيا غيرى لك ان تشير علىّ و ارى فان عصيتك فاطعنى » حكمت 321 ، دين خودم را